ایران وپالیسی رقابت منطقه ای

1544 0

قسمت سوم و پایان:
روابط ایران بامخالفین دولت افغانستان.
فرستادن سلاح براي مخالفين دولت افغانستان و برقراري ارتباط با طالبان و القاعده روزبه روز گسترش يافته که بارها اسناد آن به دست نيروهاي ائتلاف و آيساف افتاده و طي اطلاعيه ها و کنفرانس هاي مطبوعاتي افشا گرديده اند. اين امر در عراق از ابعاد وسيع تري برخوردار بوده و چندي قبل تعدادي به اصطلاح ديپلومات که مشغول آموزش نظامي ـ استخباراتي بودند، دستگير گرديده و تاکنون در بازداشت دولت عراق و نيروهاي آمريکايي قرار دارند.
صدور تروريزم يکي از ويژگي هاي رژيم ايران از زمان به قدرت رسیدن آخوندها بوده که بارها توسط پارلمان اروپا و کشورهاي متعددي تأييد گرديده که هم عليه ايرانيان مخالف درخارج ايران به کار گرفته مي شوند و هم عليه دولت هايي که مناسبات خوبي با ايران ندارند. اقدامات تروريستي ای چون بمب گزاري در آرژانتين، پاکستان توسط سپاه محمد و سازمان دانشجویان امامیه (ISO) مربوط به شیعیان این کشور، ترور و آدم ربایی مخالفين سیاسی در سراسر جهان مانند موارد ربودن اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران (رهبریت اپوزسیون براندازی) در ترکیه و نیز قتل رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در آلمان، دخالت مستقيم عناصر تروريستي در ايجاد ناامني در لبنان، فلسطين و افغانستان توسط حزب الله، حماس و جهاد اسلامي و گروه های شیعه محور و نسب گرا در افغانستان به منظور فضاسازی جهت نفوذ ایرانیان در این کشورها و… امروزه به امري عادي براي رژيم تروريست ايران تبدیل گشته که مردم و آزادگان جهان همه از آن باخبر هستند. صدالبته که سازماندهی اعمالی چون قتل های زنجیره ای در داخل کشور و اعدام بیش از صد هزار مبارز طی سال های گذشته و نیز اعدام ده ها نفر تنها به جرم راهپیمایی علیه دولت در همین روزها، همه برای دیکتاتوری بی حد آخوندها کارهای روزمره ای به شمار می روند که در داخل کشور کاربرد ناایستا دارند. بنابراين، زماني که اين کشور قادر است تا به آمريکاي لاتين با دوري فاصله، و اروپاي امن تروريست اعزام نمايد، در کشور ما که به دليل احساس خطر شديد ازحضور آمريکا (هم مرزي)، و نیز داشتن زمينه هاي داخلي (با افزايش روزافزون نارضايتي ها و نيز موجوديت عناصر استخباراتي هم کار این کشور)، هم چنین نزديکي و راحتي ارسال چنين عناصر و امکانات و تسليحاتي، به مراتب بيش تر و گسترده تر عمل خواهد نمود.

می بینیم که در هیچ یک از اقدامات این رژیم توسعه طلب حتا به اندازه ی شمار انگشتان دست و پا هم از مردم هزاره حضور نداشته و مدت هاست (از آغاز دهه ی 70) که دیدگاه دولت مردان ایران نسبت به هزاره ها «مغول های تاراج گر ایران» بوده که در بخش افغانستانِ اداره ی اتباع بیگانه ی وزارت خارجه ی رژیم آخوندی شان و نیز مکاتب این کشور علناً و بدون مصلحت اندیشی مطرح می گردند که خود نشان از پایان رسیدن امید و اعتماد ایرانیان نسبت به هزارها است. آنان عملاً درک نموده-اند که هزاره ها علی رغم برخورداری از مذهب مشترک با آنان، همیشه «قوم گرایی» شان بر «مذهب» چربی می نماید و این مردم هنگام قرار گرفتن در موقعیت «انتخاب»، همیشه قومیت خود را برجسته ساخته اند که این روی کرد در تضاد مستقیم با «فاشیزم پارس»ی قرار می گیرد که همه ی عمرش به اوائل حکومت رضاخان می رسد. این است که از یک سو با تکیه بر زبان و نژاد فعالیت های خود را روی تاجیکان متمرکز نموده و به موازات آن با عمده سازی «تشیع»، «شیعه محوران عمدتاً غیرهزاره» و «نسب گرایان» را در کشور ما به استخدام گرفته تا در کنار کار مبتنی بر اعتماد روی آنان، انتقام گیری از هزاره های از نظر آنان «خائن» را نیز در دستور کار خود قرار داده اند که اینک و به طور روزمره شاهد هم سویی شدید جناح های متعدد تاجیک، شیعه محوران و نسب گرایان در تهاجم علیه مردم خود هستیم.
با توجه این حقایق روشن و مسلم، باز هم ما شاهد بی توجهی دولت و ارگان های امنیتی کشور در قبال فعالیت های کاملاً سازمان یافته ی این رژیم در کشور هستیم که خود ریشه در سیاست عمده سازی پاکستان داشته و غیرمستقیم توسط ایران و عواملش سمت و سو داده می شوند و باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
از همه مهم تر اين که، وقتي دست ايران در کشور ما چنان باز است که به راحتي جبهه مي سازد (جبهه ی به اصطلاح ملی)، با مخالفين مسلح (طالبان و القاعده) هم کاري نظامي ـ استخباراتي دارد و به وزير خارجه ي سابق ما (رنگین سپنتا) علناً پول دستي داده و موضعش را تغيير مي دهد، تشکيلاتي بزرگ و فراگير به نام دفاع از حريم سادات ايجاد مي کند و با امکانات و پول و تسليحات مجهز شان مي سازد، آيا دولتی که خود را شدیداً مصروف پاکستان ساخته است، فردا ها مي تواند خودرا يک-شبه جمع و جور نمايد و آمادگي مقابله با آن را بگيرد؟ بايد مانند خود ايران که بخشي مرکب از وزارت اطلاعات (استخبارات) و سپاه را به نام «قرارگاه4 انصار» به منظور پيش بردن مداخلات خود در افغانستان ايجاد نموده است، تشکل ويژه اي جهت رد يابي تحرکات ايران، تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده و شناسايي عوامل اطلاعاتي و تروريستي شان زيرنظر رييس جمهور به وجود آيد. مسلماً با بنیان گذاری چنین نهادی، هزاره ها بیش ترین سهم را خواهند گرفت، چراکه آنان با تمامی زجر و جوری که از رژیم های ستم پیشه ی ایران دیده اند، متأسفانه با موج گسترده ی تبلیغاتی خود ایرانیان و عوامل شان در کشور ما که به منظور منزوی سازی هزاره ها در انظار جهانیان و پناه بردن به دامن آنان صورت می گیرند، هنوز عوامل و طرف داران ایران شناخته می شوند. در این راستا اگر واقعاً اندک صداقتی در کار هست، چرا افراد، گروه ها و جریاناتی را که از سویی سال گرد خمینی را به راه می اندازند و عکس های او را در اندازه های بسیار بزرگ در غرب کابل نصب می کنند و از سوی دیگر علیه هزاره ها در رسانه ها تبلیغات زشتی را به کار می بندند، مورد شناسایی قرار نمی دهند؟ آیا از عدم استقبال این یادبود و تجلیل ها (چه توسط رسانه ها و مطبوعات هزارگی و چه شرکت در مراسم) از سوی مردم هزاره و تنها با اشتراک چند سید و…، هم چنین تنش موجود میان هزاره ها و این جریانات خود روشن گر بسیاری از مسائل نمی باشند؟ چشم پوشی و خاک پاشی روی واقعیت های عینی و ساختاری جامعه ی تشیع تا چه زمانی می تواند دوام بیاورد و جز خوشنودی بیگانگان (ایرانیان) چه سود میهنی خواهد داشت؟ دیگر زمان آن رسیده که جهانیان و به ویژه غربیان این واقعیت ها را درک نمایند و سیاست های خود را بر اساس آن پایه ریزی کنند که در غیر این صورت خودشان دچار بن بست های پی درپی در کشور ما خواهند شد.

نویسنده: کاظم وحیدی
قسمت اول این نوشته را اینجا بخوانید
قسمت دوم این نوشته را اینجا بخوانید

In this article

Join the Conversation