هیأت ارگ تنها به خاطر نجات دادالله فدایی به بهسود رفته بودند

Facebook Google Twitter LinkedIn Email

نویسنده : حسن علی عدالت

خیلی انسانها باید ساده و یا دیوانه باشند که فکر نمایند که یک قطار بزرگ امنیتی مجهز با تانک ها، قطعه ۳۳۳ پولیس و یا کماندوها به خاطر معرفی یک قومندان امنیه ولسوالی از میدان شهر به کابل، از کابل به غوربند و از غوربند به بامیان و از بامیان با اضافه نمودن در حدود هفتاد پولیس دیگر در مناطق امن بهسود بروند. گزارش های که از درون شورای امنیت به بیرون درز داده شده است حاکی از آن است که پلان برداشتن جبهه مقاومت به فرماندهی علیپور در شورای امنیت در یک حلقه کوچک مطرح میگردد و بعد از آن برای تطبیق آن دادالله فدای را با صلاحیت عام و تام موظف می نمایند ، البته برای کمک به تطبیق این پلان یک تعداد هزاره ها را نیز تطمیع و خریداری می کنند و بعد مطمئن می شوند که هنگام که قوای نظامی در بهسود برسد افراد تطمیع شده و خریداری شده فرمانده علیپور را تسلیم قوای امنیتی می کنند و اعضای سه نفره جمهوری ورشکسته این پیروزی را به مثابه دست آورد بزرگ، شکست موقف هزاره ها در مذاکرات قطر و حتی چراغ سبز برای طالبان و دیگر تروریست های افراطی تبلیغ می کنند. مردم بهسود از آمدن یک قطار مجهز تعجب می کنند و بعد از معرفی قومندان پولیس ولسوالی بهسود ، از ماندن قوای نظامی در یک منطقه کاملاً امن مشکوک می شوند و با مراجعه و گفتگو با دادالله فدای متیقین می شوند که این قوا نه به خاطر معرفی قومندان امنیه ولسوالی ، بلکه به خاطر از میان برداشتن جبهه مقاومت و فرمانده علیپور، برای رضایت کوچی ها، طالب ها و دیگر تروریست ها آمده اند و آنگاه دست به تظاهرات مسالمت آمیز می زنند و خواهان وضاحت موضوع میگردند که برپایی این تظاهرات باعث خشم دادالله فدای میگردد، نامبرده از روی تعصب و نفرت درونی در مقابل هزاره ها امر فیر بالای تظاهر کنندگان را می دهد که در نتیجه در حدود پانزده نفر کشته و اضافه از سی نفر زخمی می گردند و در حدود دو صد نفر را گروگان می گیرند ، در ادامه دادالله فدای و ملیشه های متعصب آن باز هم دست به توطئه و دسیسه می زنند جنازه ها و زخمی ها را در حدود چهل و هشت ساعت روی برف و یخ می‌گذارند، تا می‌توانند زخمی ها و گروگان گرفته ها را شکنجه تحقیر و توهین مذهبی و قومی می کنند و با گذاشتن بم دستی و یا تفنگچه در دست و جیب های اسرا، زخمی ها و کشته شده ها فیلم برداری و سند سازی جعلی می کنند، که نمی داند که اگر تظاهر کنندگان مسلح می بودند چنین به آسانی کشته و زخمی نمی شدند و یا اگر مسلح می بودند ده ها نیروهای امنیتی را کشته و زخمی می کردند مگر سلاح یک طرف کار می کرده است و از یک طرف دیگر بیکاره بوده است که بعد از کشته شدن صاحب سلاح، از آن سندسازی و فیلم برداری جعلی صورت گیرد. بعد از قتل عام مردم به امر دادالله فدای، ارگی ها هیات می فرستند، هیات مهمان دادالله فدای می شوند ، اسناد جعلی دادالله فدای را می بینند و می گیرند و باهم مشوره می کنند بعد از بیست و چهار ساعت با مردم و متضررین می بینند و به حرف و حدیث های آنها هم گوش می دهند مردم ساده دل و خوش باور فکر می کنند که این هیات در پی حقیقت یابی و تامین عدالت هستند بی‌خبر از این که هیچ وقت و در هیچ کجا هیأت ارگی ها هیات حقیقت یاب نبوده اند بلکه هیات جعل حقیقت برای انحراف ذهنیت عامه و خاموش کردن خشم مردم بوده اند در نتیجه بعد از دو شبانه روز بدون کدام نتیجه و فیصله ساعت دو بجه شب هیأت ارگی ها مخفیانه دادالله فدای را باخود می گیرند و بهسود را ذریعه سه بال هلیکوپتر ترک می کنند و حتی چند نفر اعضای هیئت که هزاره بوده اند بی‌خبر می مانند و فردای آن روز پنج بال هلیکوپتر برای ترساندن مردم و زور آزمایی بالای ولسوالی بهسود مانور اجرا می کنند و قضیه بهسود لاینحل و متشنج باقی می ماند و تا هنوز معلوم نیست که ارگی ها دست به چگونه توطئه و دسیسه دیگر می زنند و یا شاید هم دادالله فدای را به خاطر اجرای دستور شورای امنیت مکافات نقدی و مفتخر به مدال غازی امان الله نمایند. انتظار تامین عدالت از ارگی ها و هیات ارگی ها که خود دخیل در جنایت هستند یک معجزه است که این معجزه در افغانستان رخ نخواهد داد .

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید