نویسنده : – محمد عوض نبی زاده

از انجاییکه امریکا در دهه هشتاد میلادی زیر ماسک شعار اسلامی برای حمایت از تنظیم های مجاهدین مداخله در امور داخلی افغانستان را شروع وبشکل مخفی پول لازم را در اختیار تنظیمهای مجاهدین افغانستان قرارمیداد چنانچه که برژنسکی مشاور ریگن ریس جمهور سابق امریکا در سال ۲۰۱۰م اعلام کرد که بزرگترین دست آورد امریکا در افغانستان در دهه هشتاد این بود که شوروی را وارد افغانستان ساخت و بعد افغانستان را به ویتنام شوروی تبدیل کرد ولی غافل از آنکه امروز همان ویتنام شوروی ,افغانستان رابه ویتنام امریکا بدل نموده وپی آمد ظهور طالبان که سیاست امریکا در قبال افغانستان بمثابه بلعیدن یک طعمه خام بود وحالا در گلو بند مانده که غیر قابل قورت شدن برای امریکا گردیده است. امریکا اکنون نیزبرای پیشبرد اهداف استراتیژیک خود در منطقه میخواهدطرح های بریژنسکی را در جنوب آسیا عملی سازد. چنانچه اخیرا اقای ترامپ گفته که ادامه‌ی جنگ به نفع طالبان است چون آن‌ها از امریکا پول می‌گیرند. این صادقانه‌ترین سخنی است که از زبان رییس‌جمهور امریکا پیرامون جنگ‌های نیابتی در افغانستان تاهنوزگفته شده است اما فقط فرقش در این ‌است که کارتر، ریگان و بوش پدر وقتی از بانک‌های ریاض، بحرین و دوبی به اسلام‌آباد برای مجاهدین صد ها ملیون‌ دالر واریز می‌کردند می‌گفتند مجاهدین برای اسلام و آزادی می‌جنگند، بیست سال قبل نیزامریکا حکومتی را با رو پوش جلسه بن در افغانستان تهداب نهاد که جنگ را در کشور ما به ابعاد وسیعتر و نیرومند تر از قبل رهبری کرد و طالبان و گروه اهریمنی داعش رانیز برای اهداف استراتیژیکیش در کشور ما جابجا وکشور ما را به جهنم مبدل ساخته و در پی اشتعال بیشتر این جهنم میباشد .
در دورانی که تمرکز جهان روی شیوع ویروس کرونا بود، ایالات‌متحده آمریکا و طالبان توافقنامه‌ای رابه‌منظور پایان جنگ هجده‌ساله در افغانستان به امضا رساندند.”ولی امضای این توافقنامه پایان جنگ در افغانستان نیست .چون مردم افغانستان ظهورحکومت طالبان در دهه ۱۹۹۰ میلادی را از یاد نبرده‌اند .زیرا ؛ شرایط داخلی و تعجیل امریکا ، امکان امتیازگیری طالبان از واشنگتن را بیشتر کرده ومعاهده ی صلح کذایی آمریکا وطالبان در چنبرهٔ اهداف استراتژیک آمریکا و پاکستان تدوین وگذرگاهی را بسوی صحرای مرگ باز گشوده است وپاکستان می‌خواهد یک دولت هماهنگ با خودش در کابل روی کار بیاید تا بتواند شورای کویته را بر اساس راهبردهای خود هدایت کند. زیرا جوهر اصلی لشکر نیابتی پاکستان برای ، استقرار صوبه پنجم پاکستان در افغانستان خواهد بود که در پس منظر سناریوی قطر میتوان دشنه های خون را کف دست زلمی خلیلزاد و طالبان وروی انگشتان سردمداران ارگ و سپیدار مشاهده کرد. گرچه می توان درباره صلح بین الافغانی دیدگاه مثبت نیگرانه ودید گاه منفی وبدبینانه، رابا در نظرداشت شرایط پبش آمده دربین سیاسیون افغانستان و عدم صداقت غرب به مثابه میانجی پروسه صلح ابراز نمود و اما دربرخی ازانکشافات مرموز جدیدکه سه تن از میان هیات پنج نفری طالبان در سفارتهای قطر و آمریکا در کابل طی یکماه اقامت خود در کابل، بدور از چشم ارگ، با افرادی چون حامد کرزی، داکتر عبدالله، محمد حنیف اتمر، گلبدین حکمتیار، اسماعیل یون و حاجی دین محمد گفتگو ودیدارهای مخفی داشتند که ابعاد خطرناک وپیچیده ی پیامدهای صلح آمریکا و طالبان براساس اهداف به ظاهر صلح جویانه پاکستان و تبانی پنهانی اسلام آباد و واشنگتن بر این امر نهفته میباشند.
ازسوی دیگردردو اتفاق عمده , انعقاد توافق دوحه بین آمریکا و طالبان ازیکطرف وتوافق سیاسی رهبران افغانستان از طرف دیگرموضوع صلح در ، افغانستان را در دستورکار قرار داده است ، و نتیجه بخش بودن این روند به تعهد حکومت افغانستان و گروه طالبان ورفتار جمعی کشورهای حامیان استقرار صلح پایدار والویت بخشی به استقرارصلح و ثبات در افغانستان میباشد،که با اغازمذاکرات بین‌الاقعانی یکی از مهمترین مباحث دراین مذاکرات , داشتن جمهوریت یا امارت، دولت استبدادی یا دولت آزاد و دمکراتیک متعادل، و نحوۀ تعامل اقوام برای حکومت آینده ی افعانستان خواهد بود که در چنین حالتی پراگنده بودن جانب غیر طالبان در مذاکرات یکی از دلایل نتیجه ندادن مذاکرات بین‌الاقعانی خواهدبود .در ضمن بعید است که اسلام‌آ‌باد بدون توافق صلح بین افغان‌ها علیه پناه‌گاه‌های امن طالبان اقدام کندو به محض پیوستن طالبان به روند صلح، پاکستان احتمالا رویکرد خود را با طالبان، به میکانیسم‌های رسمی‌ حمایت سیاسی تغییر خواهد داد. ضمنا گفته میشود که بعد از اتمام پروسۀ رهایی کامل 5 هزار جنگجوی بلک واتر افغانی، گام بعدی طالبان ، مطالبۀ استعفای شخص غنی خواهد بود تا یک دولت انتقالی به جای دولت کنونی اشرف غنی تشکیل گرددودرضمن یکی از مطالبات عمدۀ جنرال قمر بجوا لوی درستیز اردوی پاکستان در سفربه کابل جهت نزدیک تر ساختن مواضع اشرف غنی با طالبان ( تحت مدیریت پاکستان) بوده که درعین حال از اقای غنی خواسته اندکه همزمان با آغاز مذاکرات بین الافغانی از مقام خویش استعفا کند.
آمریکا با دنبال کردن استراتژی های خود در افغانستان بازهم میخواهد که پاکسازی قومی را بر بنیاد ارزش های قبیلوی و گرایش های قومی به وجود بیاورد وحاکمیت یک هویت قومی رابر دیگر هویت های قومی ایجاد نماید.ولی با توجه به ساختار قومی دولت کنونی، ترکیب قومی حکومت مشترک با طالبان غیر قابل قبول با واقعیت های قومی جامعه افغانستان خواهدبود که خود مایه تداوم نزاع ونا امنی خواهدگردیدو بسوی جنگ های خونین انتقام جویانه قومی و مذهبی کشیده خواهد شد. هرگاه موافقتنامه صلح دوحه در ترازوی پیمان شکنانه و ابعاد جنایت گسترده طالبان مورد داوری قرار گیرد ، از لحاظ اخلاقی، حقوقی و سیاسی این موافقتنامه مرده است، بنا برین نیاز است تا استراتژی جدید سیاسی و دفاعی بخاطر نجات افغانستان در برابر طالبان این نیروی نیابتی پاکستان اتخاذ و در برابر ظهور طوفان های ویرانگر آینده که از قطر میوزد آمادگی دفاعی اتخاذ شود. دولت آمریکا نزدیک به 20 سال پیش نقشی که در افغانستان به شرکت بلک واتر داده بود تا در افغانستان و منطقه به نفع آمریکا جنگ کند اما حالا همان نقش بلک واتر را به طالبان داده است اقای ترامپ دست بلک واتر طالبان را در کشتار مردم افغانستان باز گذاشته است، چون طالبان امروز قریب به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار رزمنده فعال و دهها هزار مرد مسلح وایجاد یک ارتش منظم و منسجم هستند. طالبان نماد “خشونت”است؛ زیرا پناه‌گاه‌های امن رهبری ارشد گروه طالبان در پاکستان ، به طالبان امکان داده است که ، از میان تقریبا دو میلیون مهاجر افغان که در پاکستان زندگی ویا در مدرسه‌های دینی در این کشور درس می‌خوانند، جنگ‌جوی جدید برای جنگ در خط مقدم استخدام ‌کنندکه عوایید گروه طالبان با مواد مخدر درهم تنیده شده وبر ادامه‌ی جهاد، شان افزوده است .
قرار معلوم برخلاف امریکا ، طالبان هیچ عجله‌ای برای مذاکره از خود نشان نمی‌دهدو مایل هستند که نظامیان امریکا از افغانستان خارج شوند .تهاجمات گسترده طالبان، پسا موافقتنامه صلح در افغانستان که قتل و کشتاربر شهروندان غیر نظامی راتحمیل کرد، فقط توانست که به رهایی پنج هزار طالب از زندان در ازای قتل و جنایت طالبان ازطرف حکومت کابل به گروه طالبان اهدا گردد. چنانچه درین اواخیر سر منشی سازمان ملل متحد گفته است که براساس یافته این نهاد، طالبان به حمایت خود از شبکه القاعده ادامه داده ورهبران ارشد القاعده و صدها جنگجوی این گروه هنوز در افغانستان فعالیت دارندو بدون سر و صدا با حمایت طالبان در حال قدرت گرفتن است وطالبان در فوریه سال ۲۰۲۰ باایمن الظواهری، رهبر شبکه القاعده دیدار داشته که درباره توافقنامه صلح با آمریکا و همچنین روند صلح افغانستان با هم مشورت کرده‌اند.همچنین افراد جیش محمد و لشکر طیبه پاکستانی‌ نیزبر بنیاد این گزارش همانند القاعده با طالبان همکاری دارند و حالا شمار جنگجویان پاکستانی که در چوکات گروه‌های تروریستی در صفوف طالبان می‌جنگند به 6500 نفر می‌رسند. گرچه بنا براستراتژی آمریکا ، صلح با طالبان به منظور ختم جنگ و ناامنی در افغانستان نیست، بلکه به دلیل اهداف دیگری است که این بارحضور آمریکا به بهانه مبارزه با گروه های تروریستی خود ساخته‌ی چون داعش ادامه خواهد یافت، و داعش در زیر حمایتی امریکا به تهدیدات امنیتی در افغانستان علیه کشورهای آسیای میانه، چین، ایران و روسیه و هند، ادامه خواهدداد . ازسوی دیگر در جریان سفرجنرال قمر بجوا لوی درستیز اردوی پاکستان به کابل اوخواستار تحویلدهی عبدالله اورکزی مشهور به “اسلم فاروقی، ظاهراً مسئول نظامی داعش در شهر پشاور ومنطقۀ خیبر به پاکستان شده است که او اکنون در افغانستان اسیر است. ؛ اما اعتراف وی هرگز شنیده نشد؛ گویا فشارهایی وجود داشته است.
چهاردهم – جون – 2020 – میلادی

اشتراک گذاری.

پاسخ دهید