استاد فايز : موجوديت پلان استراتيژيک ملي واستفاده از آن يک اصلي بسيار مهم در راستاي پيشرفت وترقي دانشگاه ها مي تواند محسوب شود ، چرا اگر يک دانشگاه يا يک مرکز اکادميک داراي پلان استراتيژي ملي مشخص نباشند چطور مي تواند براي پيشرفت آينده شان برنامه و دستورالعمل داشته باشند ، استراتيژي وپلانگذاري يکي از اصول متمايل شدن به پيشرفت است.

سهيل : اولتر از همه بدست آوردن چهار مدال طلا را در عرصه اکادميک وامورمهم علمي به شما وهم قطاران شما تبريک گفته وآرزومند موفقيت بيشتر شما از بارگاه خداوند منان مي باشم ودرضمن اگر لطف کنيد در رابطه با چيزهاي که بيشتر شما در دوران تحصيلي تان چه در دور ليسانس و چه در دورماستري در کشور هندوستان به آن فکر مي کرديد ومي انديشيديد ،شامل چه موضوعات ومسايلي مي شد ،توضيح دهيد .

استاد فايز : تشکر مي کنم از شما و تمام دست اندرکاران مجله ي وزين تحصيلات عالي، در رابطه با سوال شما بايد اذعان کنم که طرز تفکر ، آمال و آرزوها هميشه متحول است وانسان نمي تواند د رطول زندگي شان يکرنگ فکر کند و بيانديشند وهمچنان آرزوهاي يکسان داشته باشند، آدميان به هر اندازه که ساحه شناخت شا ن از جهان وسعت مي يابد به همان اندازه تفکر شان و آرزوهاي شان متحول مي گردد که اين تحول و دگرگوني باعث يک انقلاب بزرگ دروني انسانها مي شود که بروز اين انقلاب يا آدمي را به صعود مي کشانند ويا به سقوط مواجه مي سازند .به هر صورت هر دور زندگي يک دنيايي است که او دنيارا هيچ انساني نه قبل از خود دارد ونه بعد از آن رخ خواهند داد. خلاصه هر دور از زندگي يک انسان يک دنياي مختص به خود او است که او دنيارا در وجود انسانهاي ديگر و چيزهاي ديگر نمي توان جستجوکرد در لابلاي اين رقم موضوعات من هم دو نوع فکر ودونوع آرزورا در دو مرحله از زندگي خود داشتم . به طور نمونه در زمان که من دانشجوی دانشگاه کابل بودم . بيشترروي موضوع مطرح شدن خود بعنوان يک دانشجوی فعال ولايق درصنف ودر مجموع در بين هم رديفان وهم قطاران خويش بودم دوست داشتم اول نمره باشم بيشتر در محافل ادبي و فرهنگي وسياسي اشتراک کنم وسخنران باشم ومقاله هاي ادبي بنويسم و شعر بگويم وداستان بنويسم و در موضوعات متنوع وگوناگون قلم بزنم که اين آرزوهايم در دوران تحصيلي ام دردانشگاه کابل به واقعيت پيوست و من در راه اندازي يک نشريه بنام دانشجو موفق شدم ومديريت مسئولي آن را بعهده داشتم وازين طريق توانستم بسياري از موضوعات را درامور مختلف در خدمت هموطنان و خوانندگان قرار دهم وتنها اشعاري را که دران زمان سروده بودم از طريق نشريات عمدا نشر نکردم چرا که خودم از دنياي نقد وسنجش شعر وميزان آن چيزهاي را به درستي نميدانستم وبيشتر در صدد آن بودم که اشعارم را براي يکي ا زاستادان ارجمندم از جمله داکترصاحب قويم استاد فرزانه ودانشمندم و يا داکتر حسين يمين ويا زنده يا د پوهاند سرور همايون و…. بسپارم وبعد از نقد و بررسي ايشان به نشر آن اقدام کنم .ولي متاسفانه اين فرصت برايم دست نداد واشعارم در روي کاغذ تاهنوز باقي ماند واگر خدابخواهد به چاپ آن به قسم يک مجموعه شعري اقدام خواهم کرد ولي در کل در دوران ليسانس نهايت آرزويم را استاد شدن دردانشگاه شکل ميداد که در نهايت به اين آرزو ي خود هم رسيدم .

سهيل : اما در دوران تحصيل در کشور هندوستان ؟

در دورماستري ام درهندوستان نحوه تفکر وآرزوهايم که تازه با يک فرهنگ جديد و يک کشور بيگانه مواجه شده بودم ، طوري ديگري بود ، در ابتدا ما هميشه احساس حقارت مي کرديم وکساني را سراغ نداشتيم که مارا بعنوان يک دانشجو درک کنند وهرانچه که بيشتر ا زماحول واطراف ما بگوش مي رسيد القابي از قبيل : القاعده ، طالب و تروريست بود که گوش مارا سخت آزار ميداد واز طرفي زماني که هماهنگي ووحدت ملي ووطندوستيي هندي ها را مشاهده مي کردم هميشه داغ حسرت در دل وجگر ما بود ما زماني که فکر مي کرديم که اين هندي هاي که با ده ها نژاد و دين و صدها زبان در کنار هم چنان زندگي مسالمت آميز دارند که گويي همه شان از يک پدر ومادر زاده شده اند وهميشه به ترقي وپيشرفت کشور شان مي انديشند وزماني که ما از يگان شخص شان مي پرسيديم که از کدام نژاد ويا از کدام دين وکيش هستي به بسيار قهر ونگاه تحقير آميز به ما مي گفت که « من فقط هندي هستم وشما چرا اين سوال را مي کنيد » در مقايسه با افغان هاي که در برخورد انساني بعد از سلام عليکم حتمي نژاد شان را براي مردمان ديگر معرفي مي کنند که هيچ کسي افغان نيست يا پشتون است ويا تاجيک وياهزاره ويا هم ازبک … هميشه قلب ما داغدار بود ومن هميش در فکر آن بودم که اين غده سرطاني را چطور از سرزمين مقدس افغانستان برچيد وسيستم حکومتداري که در انجا مستقر بود از سيستم مردمداري وازسيستم تحصيلي و اکادميک که د رآنجا حاکم بود هميشه فکر ما را در خود فرو برده بود که کدام روز ما افغان ها به اين سيستم دست خواهي يافت وتما م موضوعات را در ارزش خودش وبراي خودش درک خواهي کرد وچطور مي توان تمام سيستم ها در افغانستان تغيير داد.

سهيل : استاد شما با کدام تلاش تان اين چهار مدال طلارا از دانشگاه لکنهوي – کشور هندوستان به دست آورده ايد ويا از طريق رقابت با کدام اشخاص ويا روي چه موضوعات اين افتخار بزرگ را از آن خود ساختيد ؟

استاد فايز : دانشگاه بين المللي لکنهوي کشور هندوستان داراي بيش از چند صدهزار دانشجو در رشته ها و پوهنحي هاي گوناگون وازکشورهاي مختلف از قبيل افغانستان ، چين ،ازبکستان وترکمنستان ،تاجکستان و روسيه ، بنگلديش و نيپال وسريلانکا و… بود وهرکسي تلاش مي کردکه به افتخار از همان دانشگاه سند فراغت بدست بياورند طبعا در چنين حوزه اکادميک اول نمره عمومي شدن ومدالهاي طلابدست آوردن کار خيلي ساده ي نبود وکاري خيلي خيلي مشکلي هم نبودند چراکه باتلاش وکوشش هر انساني به آرزو وخواسته هاي شان دست مي يابند، بنابرين يگا نه راه بدست آوردن مدال ها براي من واول نمره عمومي شدن فقط از طريق زحمت وتلاش ميسر شد وآن هم تلاشي که در برابر کساني که به ما لقب القاعده و تروريست را همه روزه در گوش ما زمزمه مي کردند باعث شدکه ساحه زحمتکشي هاي مارا ده برابر نمايند ومارا بران داشت که براي اين مردمان ثابت کنيم که افغانها فاقد استعداد نيست وظرفيت شدن وتوانستن را دارند وازطرفي سيستمي که در آن دانشگاه ها حاکم بود بدون تلاش هيج راهي براي موفقيت و کسب افتخار وجود نداشت چرا استاداني که در صنف هميشه تدريس مي کردند فاقد صلاحيت نمره دهي دانشجویانش بود واين استادان هيچ گونه نقشي را در قبال بالا بردن نمرات دانشجویان نداشت سوالات مطابق کريکولم ونصاب تحصيلي و مفردات درسي که وضع شده بود مستقيما ا زطرف کميته امتحانات توزيع مي گرديد و استادان مدرس ولکچررها جز نظارت درهمان روز امتحان وظيفه بالاتري را نداشت و کميته امتحانات بعداز تحويل گرفتن اوراق امتحانات دوباره همان اوراق را به دانشگاه هاي دور دست ديگري مي فرستاد تا استادان همان دانشگاه هاي ديگر اوراق اين دانشگاه را چک نموده و مورد نمره دهي قرار مي داد که بر اساس اين چنين سيستم به جز از زحمت کشيدن ديگر رابطه با استاد داشتن واز طريق زر و تزوير نمره بدست آوردن جزخيال خام چيزي ديگري نمي توانست باشند فقط سعي وتلاش به خرج دادن يگانه راه ومعيارثبوت لياقت وشايستگي بود وبس که در اين راستا تمام افغانهاي ما از لياقت و استعداد چشم گيري برخوردار بود وفعاليت هاي انان در بين کشورهاي منطقه اهميت قابل ملاحظه ي راداشتند که من شخصا به تک تک برادران دانشجوی افغانستاني خود د رکشور هندوستان و بخصوص دانشگاه لکنهو افتخار داشتم .

سهيل :به نظر شما چه تفاوتهاي در روند تحصيل و روشهاي تحصيلات عالي افغانستان وهندوستان وجود دارد ؟

استاد فايز: تفاوت ها بسيار صريح وآشکار است دانشگاه ها ي هندوستان هم ازنقطه نظر کيفيت وهم ا ز لحاظ کميت کاملا با دانشگاه ها ي کشور ما متفاوت است چرا که در قدم اول سيستم تحصيلات آنها با سيستم ما فرق دارد يعني از بالا به پايين اگر در نظر بگريم در هيچ يک از دانشگاه هاي هندوستان استادي را سراغ نخواهي داشت که به سويه ماستر باشند همه دکترا ويا فوق دکتراي است که هر استاد داراي آثارعلمي مدرن مختص بخود است ، تعدد آثار علمي در دانشگاه هاباعث رشد بيش از حدآنان در طول تاريخ شده است درحاليکه در کشور ما بيشتر استادان را ليسانس تشکيل مي دهندکه بسيار تعداد کم شان اگر آثار علمي داشته باشند و دکترا د رسطح افغانستان بسيار نادر است که اين کمبود کادر متخصص در شصت ونه سال قبل از امروز هند وجود داشته است يعني ما صريحا در اين راستا شصت ونه سال از انها عقب مانده ايم . وديگر اينکه در دانشگاه هاي هندوستان رشته هاي دانشجویان بيشتر بر اساس دانشهاي بنيادي وتوانايي هاي بالقوه دانشجویي که خواهان ومتقاضي ادامه تحصيل را در همان رشته دلخواه دارند ، صورت مي گيرند يعني به طور مثال اگر دانشجویي در رشته فزيک تواناي واستعداد بالقوه ي بيشتر داشته باشند امکان ندارد که اورا جبرا وادار به ادامه تحصيل در رشته ادبيات ، حقوق ، يا تعليم وتربيه و …. نمايند يعني مراکز اکادميک بيشتر رشد وظرفيت دانشجویان را مطابق رشته دلخواه شان مد نظر دارند در حاليکه در افغانستان تبديلي ازيک رشته به رشته ديگر که آنهم در امتحان کانکور بدون د رنظرداشت دانش بنيادي شاگردان ، انتخاب صورت ميگيرد، کار دشوار و محال به حساب مي آيند .

سهيل : چالش هاي که بر سر راه تحصيلات عالي کشور وجود دارد شما د ر چه مي بينيد ؟

استاد فايز: چنانچه شما د رجريان هستيد که چند دهه جنک وخونريزي در کشور عزيز ما افغانستان بن مايه واساس پايه هاي اقتصادي و علمي وتخنيکي مارا از ريشه خشکاند وتمام سرمايه هاي علمي ما به يغما رفت وشخصيت هاي بررگ علمي ما به کشورهاي خارج د رگوشه واکناف جهان متواري شد در عرصه علم وتکنالوژي خدمتگذار کشورهاي بيگانه گرديد وفقر فرهنگي وعلمي وفقر اقتصادي سرتا پاي وجود کشور مارا فراگرفت که موجوديت اين قبيل موضوعات مي توانند ا زچالشهاي بزرگي در عرصه تحصيلات عالي کشور ما باشند و اما در زمان فعلي نبود استادان بسيار مجرب ومتبحر وتعدد استاد ليسانس د ربسياري از دانشگاه هاي کشور وعدم روحيه تحقيق وريسرچ در استادان وفقدان خلاقيت وابتکار در عرصه اکادميک ، کمبود امکانات از قبيل کتب اختصاصي وکتابخانه هاي مجهز، نازل بودن معاشات استادان وفقر اقتصادي ايشان که روحيه ابتکار ونوآوري را هميشه زيرسوال برده وفکر وانديشه استادان کشورمارا بيشتر در راه بدست آوردن پول از منابع ديگري خارج از حيطه دانشگاه ها، براي ادامه زندگي خود وفاميل شان معطوف داشته نه براي نوآوري هاي علمي ، که خود چالش برزگي ديگري است .

سهيل : باتوجه به مواردي که اشاره کرديد، مواردي پيشنهادي شما در رابطه با انکشاف و پيشرفت تحصيل در کشور چه است ؟

استاد فايز : يکانه پيشنهاد من از وزارت تحصيلات کشور ما اين است که کيفيت را بايد بالا ببرد زمينه تحصيلات عالي رابراي تک تک استادان دانشگاه ها به هر نحوي که مي شود تا درجه دکتراي فراهم کنند ودرقسمت استخدام وجذب استادان شان محتاط باشند يعني کساني را بايد استخدام کرد که سزاوار مقام استادي باشند نه اينکه فقط 75% را هر که پوره کرد بايد استاد شود وديگر اينکه بايد در قسمت ترفيع و بقاي استادان د ردانشگاه ها بايد يک معيار معقول وضع شود واين طور نبايد بود که يک استاد زماني که پوهيالي شود فکر کنيم ديگر به هيچ شکلي باهر قسم تنبلي وبي کفايتي شان از حوزه دانشگاه خارج نخواهي شد در صورت تنبلي استادي که هميشه در يک رتبه علمي تا ابدباقي مي ماند کساني لايقتري را بايد بجاي ايشان استخدام کرد وبراي هر فعاليت پاداش وبراي هر تنبلي کيفري بايد دادواز طرف ديگر وزارت تحصيلات عالي سعي به خرج دهند به عوض اين همه مصارف گزافي که براي ادامه تحصيل در کشورهاي خارج مصرف مي نمايند زمنيه تحصيلات عالي را در سطح ماستري و دکتراي در خود کشورما ايجاد کنند واگر در داخل استاداني ماهر کم است افغانهاي خود مارا وياهم خارجي هاي توانايي را از خارج کشور استخدام کنند که فرزندان اين مرز وبوم مقدس در زمينه اهداف تحصيلي شان تا ابد محتاج خارجي ها نباشند.

سهيل : موضوع کريکولم و نصاب تحصيلي به نظرشما تا چه اندازه اهميت دارد وتجارب شما درين راستا چيست ؟

استاد فايز : کريکولم داراي ارزش بسيارارزند ه اي است که من با يک تعبير مي توانم بگويم که درحقيقت ستون فقرات يک نهاد تحصيلي همان کريکلم شان است شما فکر کنيد اگر ستون فقرات معيوب باشند تمام اعضا معيوب خواهندبود بدين لحاظ من به کريکولم ونصاب تحصيلي بسيار اهميت قايل هستم واز طرفي شما ميدانيد که جهان به طرف تخصصي شدن به پيش مي رود وهر انساني در يک بخش خاص رشته تحصيلي شان رابه پايه اکمال مي رسانند ودرهمان رشته ابتکار به خر ج ميدهند و چيزهاي جديد مي آفرينند وازين جهت است که علوم در جهان ديگر بيش از حد شان رشد کرده است ولي در کشور ما نصاب به قسم ديگري است مضامين فرعي بيش از مضامين اصلي رونق دارد ويا به سر دانشجویان ما دارد تحميل ميشه که موجوديت اين چنين موضوعات مارا از ساحه تخصصي شدن دور نگهميدارند وهر دانشجو از همه موضوعات چيزهاي رامي فهمند به شکل ناقص ولي کاملا در هيج يک از موضوعات متخصص نيست .

سهيل : تکنالوژي واستفاده ازآن را در جريان وادامه تحصيل تا چه حد موثر ميدانيد ؟

استاد فايز : شما ميدانيد شايد ازعمر انسانها به مليونها سال گذشته باشند ولي هيچ تحولي رونمانشد اما در پنج مرحله اساسي زندگي انسانها با تغير ودگرگوني فاحش وحتي انقلاب بزرگي مواجه شد : که اين پنج مرحله عبارت اند از کشف اتش وآهن ؛ اختراع برق ، کامپيوتر وانترنت است که جهان را لحظه به لحظه متحول کرده وامروز کامپوتر وانترنت دنيارابا اين همه عظمت وبزرگي شان به يک خانه کوچک تبديل کرده است استفاده از تکنالوژي باعث پيشرفت در امور تحصيلي و اطلاع از موضوعات جديد در همان عرصه مورد نظر دانشجویان است که در استفاده ا زتکنالوژي يک دانشجو مي توانند مشکل ويا سوالات شان را بدون رنج وزحمت از گوشه گوشه جهان حل کنند و هدف مورد ضرورت شان را آنا به دست بياورند .

سهيل : ما در افغانستان چه زماني به کيفيت خواهيم رسيد ويا کيفيت را به دست آورد ؟

استاد فايز : مازماني به کيفيت خواهيم رسيد که همه مردم ما و دولتمردان ما هميشه به کيفيت فکر کنند وهمه در راستاي خدمت به وطن صادقانه عمل کنند وطرزفکر شان را تغيير بدهند وهريک از شهروندان افغان در فکر اين باشند که به دولت شان ومردم شان چه خدمت مي توانندبکنند وروحيه خدمت گزاري وتعهد دربرابر هموطنان شان زنده شود ، شايسته سالاري از حد شعاربالابرود در حد عمل تطبيق شود وتمام کارها به اهلش سپرده شود ومردم ما ودانشمندان ما و تحصيل کردکان ما و شهروندان ما هميش به آينده فکر کنند نه به گذشته .

سهيل : هدف شما د رآينده براي خدمت گزاري به جوانان کشوروهمچنان پيام تان به آنان چيست ؟

استاد فايز : هدف من فقط خدمت به جوانان کشور ما اين است ومن جوانان کشور خود را آنچنان دوست دارم واز خداوند بزرگ آرزو ميکنم که مرا توفيق ان را بدهند که تا ابد در خدمت گزاري جوانان کشورم باشم، مه افتخار اين را دارم که از مدت چند سال به اين طرف مشغول خدمت و تدريس در دانشگاه باميان هستم وبه جوانان کشور خود صادقانه و مسئولانه خدمت مي کنم من اين موضوع را درک کردم که جوانان کشور عزيز ما داراي استعداد ولياقت فوق العاده خدادادي است ووظيفه ما استادان و دولت مردان مااست که زمينه خوب تحصيل ورشد آنان را فراهم کنيم تا انان خود به ابتکار دست بزنند و روحيه خود باوري در وجود هر يک جوانان ما زنده شود وجوانان با احساس مسئوليت دربرابر وطن ،مردم ، خدا واين خاک مقدس ورنج ديده با يک عشق وعلاقه خاص تلاش بکنند و وطن مارا از ين فلاکت وبدبختي نجات بدهند وزمام امور کشور شان را خود با دستان قدرتمندان شان به دست بگيرند .

و پيام من براي جوانان کشورم اين است که افغانستان مخروبه ما به فعاليت و عملکرد صادقانه هريک از شما جوانان سخت نيازمنداست وجوانان عزيز و بااستعداد کشور ما فقط با انديشه و فکر جوان شان و فعاليت مسئولانه شان مي توانند افغانستان مارا آباد نمايند ، يگانه توصيه و پيام من براي جوانان اين است که يکي تلاش وديگرصداقت را در هيچ يک از مرحله از زمان به فراموشي نسپارند وتمام تعصبات وتبعيضاتي را که دشمنان افغانستان درسرزمين ما وارد کرده اند کنار بگزارند فقط وفقط به اسلاميت و انسانيت ، ترقي و پيشرفت افغانستان ورفاه عامه ملت ما فکرکنند تنها وتنها افغان باشند وبه افغانستان بيانديشند ووحدت ملي را که يک وجيبه بزرگ انساني واسلامي ما است د رتمام ابعاد شان حفظ نمايند .

سهيل : به عنوان آخرين سوال ، استراتژي ها د ردانشگاه ها چقدر ممد واقع مي گردد؟

استاد فايز : موجوديت استراتيژي واستفاده از آن يک اصلي بسيار مهم در راستاي پيشرفت وترقي دانشگاه ها مي تواند محسوب شود ، چرا اگر يک دانشگاه يا يک مرکز اکادميک داراي استراتيژي مشخص نباشند چطور مي تواند براي پيشرفت آينده شان برنامه و دستورالعمل داشته باشند؟ ساير دانشگاه هاي جهان که اين قدر پيشرفت کرده اند انها داراي استرايتژي مشخص است و انان سنجش مي کنند که بعدا از ده سال و ياچندسال بعد دانشگاه شان داراي چه دست آورد علمي باشند ويا حد اقل چقدر با تغيير مثبت مواجه شود استراتيژي وپلانگذاري يکي از اصول متمايل شدن به پيشرفت است من اميدوارهستم که هر يک ا زدانشگاه هاي کشور ما داراي پلان و استراتيژي مشخص شان باشندتاباشند که ما شاهد يک تغيير مثبت د رسراسر مراکز اکادميک مان باشيم به اميد ان روز وموفقيت تمام دست اندرکاران عرصه علم و عمل .

استاد محمد ظاهر فايز فرزند حاجي عاشور در سال 1362 خورشيدي دريکي از روستاهاي ولسوالي يکه اولنگ ولايت باميان در يک خانواده فرهنگي چشم به جهان گشود ، دوران ابتدايي را در زادگاه خويش مکتب متوسطه زارين و ثانوي را در ليسه ده سرخ ولسوالي يکه اولنگ به پايان رسانيد و بعد از فراغت مدت دوسال در مکتب رستم بعنوان معلم ايفاي وظيفه نمود ودرسال 1381 از طريق امتحان کانکور شامل ديپارتمنت زبان وادبيات فارسي دري- پوهنحي ادبيات- دانشگاه کابل گرديده ودرسال 1384 فارغ گرديد و درجريان تحصيل خويش، کورس کوتاه مدت حقوق بشر وژورناليزم را که ازطرف کمسيون مستقل حقوق بشر افغانستان باهماهنگي پوهنحي هاي حقوق و ژورناليزم در مدت دوالي سه ماه که براي ژورناليستان افغان راه اندازي شده بود نيزسپري نموده وسرتيفکيت عالي را در درجه اول ازطرف رياست کميسيون مستقل حقوق بشرو دانشگاه کابل بدست آورد .

بعدازينکه از دانشگاه کابل در سال 1384 به درجه ي دوم با اوسط مجموعي نمرات 95% فارغ گرديده.در بهار همان سال عضو کادرعلمي دانشگاه باميان در بخش زبان وادبيات فارسي دري – پوهنحي تعليم وتربيه گرديد ؛ تا ماه اسد سال 1386 مصروف تدريس بوده وبعدازآن از طريق امتحان رسمي وزارت تحصيلات عالي جمهوري اسلامي افغانستان درارتباط با جذب اسکالرشيب هاي دور ماستري جوانان افغان در دانشگاه هاي کشور هندوستان که به شکل رقابت آزاد داير گرديده بود اشتراک و در دانشگاه لکنهوي ايالت اترپراديش در رشته ادبيات موفق گرديد و بر اساس علاقمندي مفرطي که به زبان وادبيات فارسي داشت در آن دانشگاه نيز ادبيات فارسي را انتخاب و نقدادبي را با توجه به ذوق وقريحه شاعري و توانايي هاي علمي که در راستاي ادبيات داشت تحت راهنمايي پروفسور عارف ايوبي از استادان ومنتقدين معاصرهندوستان اساس کارخودقرارداده و ازهمين رشته سند ماستري خودرا با بالاترين نمره در سطح همان دانشگاه بعنوان اول نمره عمومي دانشگاه مزبوربا اوسط مجموعي نمرات% 92 فارغ گرديدودرحين فراغت با توجه به قاعده واصول دانشگاه هاي هندوستان، کميته توزيع مدالها برنده شدن هفت مدال طلا را به محمد ظاهر فايز اخبارنموده وتبريک گفت وبا توجه به لايحه دانشگاه مذکور، که چند ماه بعد از فراغت طي يک محفل رسمي با اشتراک ريس جمهور، صدراعظم ، وزير معارف وبرخي از وزراي ايالتي،در هرسال توزيع مي گردد خواهان بقاي ايشان د رمدت چهار الي پنج ماه ديگر در هندوستان گرديد تا با مدالهاي خويش يکجا به کشورش برگردد، فايزکه د ردانشگاه باميان استاد بود نتوانست در ين مدت طولاني بيکار فقط براي اخذ مدال در کشورهندوستان اقامت کند، خود با اهداف تدريس دانشجویان ارجمند شان د ردانشگاه باميان،درماه سرطان سال 1388 عازم افغانستان گرديد و فعلا استاد برحال دانشگاه باميان مي باشد.

وزارت تحصيلات عالي

5 دیدگاه

  1. این موفقیت را به آقای فایز تبریک میگویم. امیدوارم همیشه افتخار آفرین باشند.

  2. ma ham az samime ghalb be aghae faez tabrik migoim va baraiash hamishe arezoe moafaghiat mikonim az samime ghalb

  3. حکیم on

    من هم به نوبه خود موفقیت این عزیزمان را ازصمیم قلب تبریک گفته وبه همت والای این عزیز افتخارمیکنم وازخداوند متعال آرزوی صحت وموفیقت های مزید برایش خواهانم

  4. این موفقیت را به آقای فایز تبریک میگویم. امیدوارم همیشه افتخار آفرین باشند.

Leave A Reply

WordPress spam blocked by CleanTalk.