سه  روز پیش پروازی از استانبول به مقصد تورنتوی کانادا داشتم که با اتفاقات عجیب و غریبی همراه شد، از آنجایی که حس کردم ممکن است آنچه بر من رفته است بردیگران هم تکرار شود و برخوردی که با من شده است با دیگران نیز، لازم و مهم دیدم که این دو روز تلخ و تاریخی را به عنوان عبرت  بنویسم تا پس از این بدانیم چه شرکت هوایی را برای مسافرت‌های خود انتخاب کنیم و چه پیشگیری‌های لازم است تا با مشکلات از این دست رو برو نشویم. هرچند که لغو و کنسل شدن پرواز و تغییرات آب و هوایی و ترافیک خطوط یک امر پذیرفته شده ای بین المللی است و ممکن است در دنیا اتفاقات نادر تری هم افتاده باشد اما این مجموعه اتفاقات از آن دست بود که گاهی با پیشگیری گاهی با دقت و گاهی هم با داشتن اطلاعات قبلی قابل جلوگیری بود و به همین دلیل هم من آن را به عنوان یک مجموعه خطایی انسانی قابل روایت و تفسیر و تحلیل میدانم. رزو سیزدهم سپتامبر برای ساعت ۷ و ۳۰ قیقه صبح به وقت آنکارا بلیطی برای پرواز شماره  AC6693 از ترکیش ایرلاین داشتم که طبق قرار داد باید مرا به کوپنهاگین دنمارک می‌رساند و پس از آن مسوولیت از دوش آن شرکت ساقط و ایر کانادا با پرواز AC883 مرا به تورنتوی کانادا منتقل می‌کرد.

تمام امورات چک کنترل پاسپورت خروجی ترکیه ویزا و… به خوبی پیش رفت و ما سوار هواپیما ایرباس شرکت ترکیش ایرلاین شدیم، کاپیتان چند بار از تاخیر پرواز به دلیل ترافیک سنگین هوایی سخن گفت و در نهایت با حدود یک ساعت و نیم تاخیر پرواز کردیم.

مدیریت ضعیف پرواز‌های بین المللی ترکیش ایرلاین

صبح که پرواز میکردیم  دیدم که برای تبدیل هواپیمای مان در کوپنهاگین دنمارک فقط ۵۵ دقیقه فرصت داریم و مساحت و پیچیدگی آن فرودگاه را هم نمیدانیستم. کمی نگران شده بودم و تاخیر پرواز چیزی بر نگرانی‌های پرواز من افزود، ولی حس می‌کردم باید یک خط هوایی بین المللی آنقدر درایت و مدیریت داشته باشد که بدانند در ترافیک هوایی پرواز کدامین هواپیما و به  چه مقصد و شرایط را اولویت ببخشند و با همین فکر و خیال ها و حدود سه ساعت پروزا به فرودگاه کوپنهاگین نشستیم و با پیش گرفتن مسیر ترانزیت اجنت‌های ترکیش ایرلاین راه را بر ما بست و اعلام کرد که هواپیمایی که می‌بایست شما را به تورنتوی کانادا منتقل می‌کرد پرواز کرده است از ما خواست که در سالن انتظار و سالن غذاخوری فرودگاه برویم و چیزی بخوریم و استراحت کنیم تا ترکیش ایرلاین وضعیت را مدیریت نموده گفتند که ما بهترین آپشن‌ها را برای شما پیدا نموده و به اطلاع تان میرسانیم و گفت اگر به هر دلیلی نشد شما برمیگردید استانبول و با پرواز مستقیم دیگر در روز بعد به تورنتو فرستاده می‌شوید.

در کمتر از نیم ساعت یکی از اجنت‌های ترکیش ایرلاین به من مراجعه کرد و گفت شما میروید لندن، و  آن جا دو ساعت توقف دارید و سپس با یک پروزا دیگر میروید تورنتو، حساب کردم که به جای ساعت یک ظهر که باید میرسیدم حوالی ۷شب میرسم تورنتو، قبول کردم و به شوخی و راستی مقصدم را در فیسبوک هم اعلام کردم !!

سوووالی که ذهن هر مسافر و خواننده و بیننده را در چنین زمانی به خود مشغول میکند این ای است که چرا در ترافیک هوایی پروازی با این درجه اهمیت  با تاخیر پرواز کند بخصوص وقتی میدانند فرصت تغییر و تبدیل هواپیما میان راه فقط ۵۵ دقیقه است.

این اما شروع یک ماجرای جدی و جنجالی دیگر بود و من بی خبر از آن خوشحال بودم که دست کم شب به مقصد می‌رسم.

پاسپورت افغانستان پاشنه آشیل همیشگی

اسکرین های فرودگاه کوپنهاگین نشان میداد که پرواز خط هوایی انگلستان از خروجی C30 انجام میشود و من  و شماری دیگری از پرواز از دست داده‌ها و مسافران دیگر آنجا صف کشیدیم، نوبت من که رسید مسوول رسیدگی به امور ویزا و پاسپورت و چک و کنترل با دیدن پاسپورت من که از افغانستان بود و ویزایی کانادا هم به صورت فزیکی در آن چسبانده نشده بود گفت شما نمیتوانید به کانادا بروید، برایش گفتم من اگر پروازم را از دست نداده بودم الان احتمالا در حوالی تورنتو بودم، از سوی هم  ما برای ورود و خروج از کانادا همیشه آزادم و برای اطمینان بیشتر من پیشاپیش نوعی از ویزای الکترونیک (eTA) گرفته بودم که به من اجازه میداد تا سه سال اینده از هر کشوری دیگری هوای میتوانم وارد کانادا شوم، اما اطلاعات پایین این کارمند و شاید نوع نگاهش به ملیت و نوع پاسپورتم سبب شد که وقعی نگذارد و بر حرف و نظر خودش اصرار کند.

ضعف اطلاعات اداری از کجا تا به کجا

نشان دادن ویزای الکروینکی که اصولا به آن  (eTA)میگویند هم در  تصمیم این مامور و اجنت خط هوایی انگلستان تغییری نیاورد و ادعا میکرد که که این نوع ویزا برای هر ملت و مردمی ممکن است درست باشد ولی کسی نمیتواند eTA با پاسپورت افغانستان داشته باشد تلاش من برای اینکه من این نوع ویزا را با اعتبار گرین کارت آمریکا گرفتم نه پاسپورت افغانستان جواب گوی سماجت و تغییر نوع نگاه وی نشد و من ناچارا به پولیس دنمارک مراجعه کردم و تلاش پولیس هم به نتیجه مطلوبی ختم نشد و تا فراهم آوری رضایت این مامور سمج، پرواز لندن انجام شد و من آن پرواز را نیز از دست دادم.

پولیس دنمارک مجبور شد مسوولان شرکت ترکش ایرلاین را فرا خوانده خواستار توضیح و حل مشکل شدند، با انتظاری حدود ۲۰ دقیقه، نماینده این شرکت بدون مطالعه و تحقیق در مورد نوع ویزا شرایط و مشکلات من نزد من آمد و دو بلیط به دست من داد که با اولی باید دوباره برمیگشتم به استانبول ترکیه و با تکت بعدی فردا عصر از استانبول با یک پرواز مستقیم میرفتم تورنتوی کانادا.

گزینه ای بهتری برای من وجود نداشت و من هم مخالفتی نکردم و بازهم چک کنترل و توضیح دوباره در باره نوع ویزای که داشتم اما موفقانه و متاسفانه دوباره به استانبول برگشتم.

سهل انگاری و کمبود اطلاعات و معلومات کارکنان شرکت ترکیش ایرلاین

با ورودم به استانبول کسی از کارمندان این شرکت از من خواست که وی را دنبال کنم و بعد اینکه مرا به قسمت ترانسفر برد مدتی تلاش کرد کارهای اداری را انجام دهد و سپس مرا به قسمت برد که باید دوباره دخولی ترکیه میزدم و مامور که باید این کار را میکرد، در اولین نگاه گفت شما ویزای Single entry   دارید و بار دیگر نمیتوانید وارد ترکیه شوید چون صبح همین روز شما پاسپورت تان را خروجی زدید، جای هیچ حرف و حدیث و استدلال باقی نبود و فقط من بودم و الاغی که باید باقلی بار میکردم.

یکی از طرح‌های مطرح شده از سوی شرکت ترکش ایرلاین این بود که من در قسمت ترانزیت ترکیش ایرلاین بمانم ولی حساب این را نکرده بودند که در نهایت مجبوریم بازهم صبح همین مسیر را طی کنم و به بخش پرواز بروم.

آخرین تحلیل و تصمیم هم این بود که باید یک بار دیگر ویزای ترکیه گرفته شود و آسان ترین نوع ویزا E Visa  بود وبدتر از همه اینکه فرودگاهی به عظمت فرودگاه جدید استانبول انترنت عمومی نداشت و انترنت مشروط و محدود شان هم پاسخگوی وضع من نبود، و مجبور شدیم به دفتری به همین نام (E Visa )  برویم و از کامپیوتر آنجا برای در خواست ویزا استفاده کنیم.

ندانم کاری شرکت ترکیش ایرلاین و گیج و منگ بازی کارمندان این شرکت ۶۱ دالر دیگر روی دست من گذاشت و برخورد زشت کارمند فرودگاه استانبول ابتدا با من که مرا افغان طالبان خوانده بود و سپس بر یک مسافر جوان اهل هندوستان پرخاش کرده بود سبب درگیری من با این کارمند گستاخ شد و در میان فرودگاه یک جبهه ترکی و یک جبهه چند ملیتی از مسافران شکل گرفت که با پا در میانی عابران به شکلی سر و سامان داده شد اما من و شماری از مسافران دیگر از کشورهای مختلف در همان جا به همدیگر قول دادیم تا جایی که ممکن است و حق انتخاب داریم پس از این شرکت ترکیش ایرلاین استفاده نکنیم و ا زآنجایی که این قول و قرار ها با زبان انگلیسی میشد کارمندان این شرکت و بقیه ترک‌های آن حوالی نیز فهمیدند و جنجال‌های تازه ای که این مطلب را مجال بازگو کردن آن را نیست.

چیزی که در آن میان مرا آزار میداد اتفاقات پذیرفته شده ای بین المللی نبود بلکه ضعف اطلاعات کارمندان این شرکت بود که ویزا و بلیط و تمام اطلاعات پاسپورت من دست شان بود و منطقا باید می‌دانستند که من ویزای سنگل انتری دارم نباید مرا به استانبول برمیگرداند و باعث مشکلات بعدی می‌شد.

خستگی مفرطی بر من مستولی شده بود، نای هیچ آشوب و جنجال و درگیری دیگری را نداشتم ورنه باید به پولیس فرودگاه مراجعه میکردم و حساب آن کارمند گستاخ را کف دستش میگذاشتم، دوباره به بخش دخولی فرودگاه مراجعه کردم، دخولی زدم و بار دیگر به صورت قانونی وارد ترکیه شدم، دفتری که باید برای ما هوتل میگرفت را پیدا کردم و کارمند شرکت پس از  40 دقیقه رانندگی به هوتلی در شهر برد و صبح فردا نیز به فرودگاه منتقل کرد تا با پرواز  شماره ۱۷۸۲  شرکت ترکیش ایرلاین به تورنتوی کانادا بروم.

تحقیر انسان نوع افغانستانی به دلیل استفاده از ضعیف ترین پاسپورت ممکن جهان

مراحل پرواز را پشت سرگذراندم و خودم را به گیت/ خروجی A5   رساندم و در یک اتفاق عجیب دیگر بازهم کارمند دیگری از  شرکت ترکیش ایرلاین از من خواستار ویزای کانادا شد و نشان دادن ویزای الکترونیک هم قناعتش را حاصل نکرد و من بازهم مجبور به توضیح شدم و برایش گفتم که من دیروز پروازم  را به دلیل ندانم کاری های کارمندان همین شرکت از دست دادم ورنه الان در خانه ام در آمریکا نشسته بودم و ازش خواهش کردم که سوپروایزرشان را به من معرفی کنند.

مرا به قسمتی راهنمایی کردند و مدارک را به بخش بررسی و کنترل فرستادند و بعد ۵ دقیقه به من مراجعه کردند و مدارک را تحویل دادند و با یک عذر خواهی خشک و خالی به جنجالم در درون ترکیه خاتمه بخشیدند.

حدود ۱۱ ساعت پرواز را با این فکر که بیک‌ها و مال و اموالم کجا باشد گذشت، میدانیستم که وقتی وارد فرودگاه  pearson شهر تورنتو شوم با جنجال تازه ای رو برو خواهم بود، زیرا پای سه شرکت در این قصه پرغصه ای من شریک بود، ترکیش ایرلاین، ایر کانادا و بریتیش  ایرویز.

حدسم درست بود، برخلاف ادعای شرکت ترکش ایرلاین که انتظار داشت بیک‌های من مثل بیک‌های بقیه مسافران از قسمت بگیچ میتوانم تحویل بگیرم هیچ وقت نیامد و برایشان گفتم منطقی نیست که بیک‌های که دیروز آمده شما توقع دارید من امروز و از اینجا تحویل بگیرم.

تک یا همان رسید با بارکد لازم را که در در اختیار داشتم تحویل دادم و بررسی این شرکت به هیچ نتیجه ای ختم نشد و فقط چند فرم به من داد که باید پر میکردم و در صورت پیدا شدن بیک ها را به من میرساندند.

بیبین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!!

وقتی با نا امیدی داشتم ترمینال یک فرودگاه  pearson شهر تورنتو را ترک میکردم با خود گفتم شاید بد نباشد که سری هم به ایر کانادا بزنم تا شاید مناسبات و داد و ستد های شرکت ها به گونه ای باشد که من در جریان نباشم، کارمند ایرکانادا با خوشروی از من استقبال کرد و  آنچه اتفاق افتاده بود را شنید و با اندکی جستجو گفت بیک‌های شما دیروز رسیده و ما به شرکت ترکیش ایرلاین هم اعلام کردیم و نمیدانیم چرا به شما نگفته است و به من آدرس داد که بیک‌هایم را از کجا بگیرم و این سخن و نوید به سختی لبخندی بر لبان خسته جاری کرد و اندکی از رنجی و دردی که از شرکت ترکیش ایرلاین کشیده بودم کاست و تام کردم که چرا ترکیه ترکیه است و با تمام تلاش هنوز نتوانسته است وارد اتحادیه اروپا شود و کانادا اما کاناداست و فقط با خودش مثال زده می‌شود.


اشتراک گذاری.

پاسخ دهید