نگارنده: داوود سرخوش

پیش از پرداختن به چند و چون جنگ و بررسی وضعیت پیش آمده، بر خود لازم می‌بینم چند نکته را به گونه فشرده در این لحظات حساس برای مردمم گوشزد کنم.
یک: پاشنه آشیل و چشم اسفندیار مردم ما در طول تاریخ چند دسته‌گی و فقدان اعتماد و یگانه‌گی است. کشتار هزاره‌ها قصه کهنه و اما غم‌انگیز است، منتها دشمن به هدف اصلی‌اش که همانا به هم‌زدن شیرازه یک‌پارچه‌گی و اتحاد است تا جایی دست یافته است. زهی خیال باطل که ما مُدام در فکر آشتی‌دادن مردم خود با ملیت‌های دیگر بوده‌ایم. در حالی که از بام تا شام «دایزنگی» به «جاغوری» بد و بی‌راه می‌گوید و «دایه» و «پشی» به «بهسودی» و… اتحاد و هم‌سویی ضروری و فوری‌ترین نیاز مردم ما در برابر دشمنان است و ‌می‌تواند سبب توجه جدی حکومت گردد تا اقدامات لازم را روی دست گیرد.
دو: مردم خود باید به جنگ‌زده‌ها کمک کنند. تیم‌های مددرسانی به کمک آواره‌گان و زخمی‌ها بشتابند. باید اذهان عموم بسیج شود تا هر چه عاجل مواد غذایی تهیه گردد و نظر به هوای نامساعد مناطق جنگ‌زده از فجایع انسانی بازمانده‌های جنگ پیش‌گیری صورت گیرد. من از تمام هموطنانم چه تاجیک، اُزبیک، پشتون و … تمنا دارم که آستین همت بالا بزنند و دست دوستی به سمت هم‌وطن جنگ‌زده ارزگانی و غزنه‌یی‌اش دراز کند. قول شرف می‌دهم که این مردم نیکی هیچ‌کس را فراموش نخواهد کرد. همه می‌دانیم که شتر جنگ پیش خانه یکایک باشنده‌گان این خاک خواهد خوابید.
سه: با درک هر نوع ناگزیری من به این باورم که مردم سخت و استوار زمین و سرزمین خود را حفظ کنند. زیرا سیاست «زمین سوخته» و «جابه‌جایی» ناقلین هنوز و همیشه از سوی حکامان و سران فاشیسم افغانی دنبال می‌شود. جنگ برای بقا و گستردن اراضی و دست یافتن به معادن است. «طالب» و «برادر غالب» باید آرزوی گرفتن یک وجب خاک هزارستان را به گور ببرد. جبر تاریخ بر ما جبر جغرافیا را تحمیل کرد. اینک همان دو تکه سنگ را که ما بر آن جز چند قلم معدود زرع نمی‌توانیم و حاصلش زمستان مردم را به بهار نمی‌رساند، می‌خواهند بستانند.
چهار: از هر اهرمی برای فشار بر حکومت نباید دریغ شود. راهپیمایی پرشور جوانان روشن غرب کابل، شعارهای برحق و صفوف مستحکم‌شان نشانه‌ بارز پیروزی است. جوانان از این شب گذر خواهند کرد و دل تاریکی را خواهند شکافت. پشت این تاریکی خورشید آگاهی رخ برخواهد افروخت. بی‌دریغ باید صفوف دادخواهی و مواخذه امنیت ملی افغانستان، تقویت گردد. از همه خواهش می‌کنم از این راهپیمایی پشتیبانی کنند افزون بر این‌که نگرانی از امنیت پا برجاست و نباید از گروه‌های مغرضی که بخواهند اشتباه «جنبش» را تکرار کنند، غافل نباید بود. من از برادران همزبان و هم‌فرهنگ تاجیکم اکیداً می‌خواهم چنان‌چه در گذشته در راهپیمایی‌های «تبسم» و «جنبش روشنایی» حضور پررنگ و موثر داشتند، این‌بار نیز سهم سرافرازانه بگیرند.
پنج: من زمان سکوت و سخنم را تشخیص می‌توانم. نه در پی تشجیع و ترغیب مردمم هستم و نه طرفدار حرف‌های غیر عملی. جانب سخن من دوستان و هموطنانی‌اند که سر سوزن حرمت و ارادتی میان ما هنوز برقرار است. مجبورم پای این داعیه را در میان آورم؛ مادامی که ترانه‌های حماسی مرا گوش می‌دادید، سربلند بودید و شجاعت‌تان دشمن را زبون ساخته بود. بیایید به همان روزها برگردیم و بخوانیم:
روان فرزندان آزاده‌یی که در سنگرها شجاعانه رزمیدند و شهید شدند، شاد باد.
راه شیوه سربله‌یه بسته کمر باید کد
اِمشَو هم تیر موشونه فکر سحر باید کد
داوود سرخوش۱۱ نوامبر، ویانا

اشتراک گذاری.

پاسخ دهید