نگارنده: یاسین صمیم

از لحظه‌ای که قوماندان علی پور مورد تهاجم نیروهای ویژه امنیتی حکومت وحدت ملی قرار گرفت، واکنش های جدی و همگانی در برابر این اقدام حکومت صورت گرفته است و این نشانگر بیداری مردم ما نسبت به سرنوشت جمعی شان به شمار می رود. در ضمن، در باره وقوع این ماجرا و افراد دخیل در این توطیه نیز حکایت های مختلفی توسط کاربران شبکه مجازی نشر گردید؛ برخی آن را به کمپاین های پارلمانی و رقابت کاندید وکلای ولایت غور نسبت دادند، برخی به نقش برجسته علی پور در رهایی دختران محصل از نزد گروه‌های طالب و داعش در غور اشاره کردند و برخی دیگر نیز آن را به اقدام تخریبی آقای بحر و فرزند جنرال مرادعلی مردا نسبت دادند.ممکن هر یکی از روایت‌ها بخشی از واقعیت باشند، اما به هیچ وجه، کل واقعیت نیست. برداشت من به عنوان یک شهروند افغانستان که در طول چهار سال گذشته، سیاست های حلقه ارگ را دنبال و تحلیل می‌کنم، این است که اقدام غافلگیرانه علیه علی پور و افراد همراه او یک اقدام ستراتیژیک توسط حلقه ارگ به هدف استفاده کمپاینی در انتخابات دور بعدی ریاست جمهوری است. آقای غنی در جریان کمپاین های انتخاباتی خود و سپس در طول این مدت در همایش‌های مختلف حکومتی، از شکستاندن شاخ نیروهای مقاومت مردمی، به تعبیر آنها افراد مسلح غیرمسئول سخن گفته و این روایتی است که برای خیلی از حلقات تندروی اطراف غنی جذابیت خاصی دارد. افرادی که در پالیسی‌سازی های عمده امنیتی در ارگ و شورای امنیت نقش برجسته دارند و هم چنان، افرادی که این روایت برتری طلبانه هسته قدرت را بازتاب داده و به خورد افکار عمومی در داخل و خارج می دهند، همه این روایت برساخته را که غنی الگوی مدیریت قدرت را تغییر داده، افراد مسلح غیر مسوول و زورگو را سر جای شان نشانده و تیکه داران قومی را شکست داده است، به عنوان دستاورد کلان رییس جمهور غنی می دانند؛ در حالی که نمی دانند با چنین اقدامات عجولانه،‌برتری جویانه و شدیدا قومی نمی توانند به اهداف موردنظر شان دست یابند، بل به تدریج افغانستان را به سوی جنگ قومی هدایت می کنند.

دستگیری قوماندان قیصاری و برخورد شدیدا توهین آمیز نیروهای قطعه خاص با او و همراهان اش و سپس واکنش تند و گسترده مردم ازبیک در شمال نشان داد که مردم قدر مردهای روزهای دشوار و آنهایی را که در برابر تروریزم طالب و داعش و طالب به گونه صادقانه مبارزه می کنند را به خوبی می دانند. همین طور، دسیسه ستراتیژیک و پلان شده حکومت برای دستگیری فرمانده علی پور در ولایت غور با مقاومت صادقانه مردم آن ولایت خنثی گردید و این ظاهرا نشانگر شکست تیم غنی در راستای تقویت روایت برتری جویانه قومی به هدف استفاده انتخاباتی به شمار می رود.
البته، این بدان معنا نیست که خطر به کلی رفع گردیده است. تا جایی که من اطلاع دارم، از دیر مدتی به این سو تیم ارگ در پی حمله و دستگیری دو سه نفر از قوماندان های شاخص مردمی مربوطه به جامعه هزاره از جمله قوماندان علی پور، قوماندان شجاغی و برخی قوماندان های خیزش مردمی در سمت شمال بوده اند. هر نوع فرصتی که در آینده برای دستگیری یک و یا چند تن اینها پیش بیاید، حکومت از فرستادن نیروهای کماندو و قطعه خاص دریغ نخواهد کرد. غنی می خواهد در انتخابات ریاست جمهوری سوژه و شعاری داشته باشد که بتواند با استفاده از آن اکثریت پشتون ها را بسیج کند. یکی از سوژه ها همین مسآله «شکستاندن شاخ» نیروهای مقاومت مردمی و یا به تعبیر آنها افراد مسلح غیرمسوول است. البته، این نقطه تلاقی افکار و اندیشه غنی با خیلی از حلقات تند رو دیگر مثل طالبان، حزب اسلامی، حلقه یون و حتا جوان های به ظاهر دموکراتیک و اما قومی اندیش حلقه ارگ است.

با درنظرداشت این واقعیت ها،‌اکنون نیاز است که نسل تحصیلکرده ما هشیار باشند، در روایت ها و تحلیل های شان، قضیه دستگیری علی پور را به یک مساله درون قومی و انتخاباتی تقلیل ندهند،‌این فقط بخشی از واقعیت است، اما کل واقعیت همانا پلان حکومت غنی برای ذهنیت سازی و مدیریت افکار عمومی پشتون ها برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است. البته، این اولین مورد از این اقدام حلقه ارگ نیست؛ تا کنون چنین رفتارهایی را در باره فرمانده شجاعی، در باره مقاومت گران جلریز و میرزااولنگ و ده ها مورد دیگر انجام داه است.

پس، هشیار باشیم. به جای دریافت و تحلیل کل یک قضیه سیاسی-امنیتی، فقط برشی از آن را نبینیم که ما را درگیر زورآزمایی های داخلی می کند و روی ابرروایت های پنهان خاک پاشی می کند که در درازمدت به شدت منافع مردم را متضرر خواهد کرد.

اشتراک گذاری.

پاسخ دهید