در این نوشتار فشرده می خواهم در مورد قربانی دادن و باج دادن هزاره ها به دیگر اقوام  به خاطر  شیعه بودن شان، بحث کنم. هزاره ها در طول تاریخ به خاطر شیعه بودن شان قربانی داده اند و هنوز هم به خاطر همین شیعه بودن شان قربانی می دهند. هر حادثه ای که در ایران شیعه مذهب و همین طور در عراق، بحرین، سوریه و در بین اقلیت شیعه مذهب عرسبتان سعودی اتفاق می افتد، در مقابل بلفور واکنش عجولانه و گاه گاهی غیر منطقی جامعه روحانیون هزاره را در پی دارد که متآسفانه این واکنش سریع و عجولانه خواه ناخواه روی قشر بیسواد و حتی بعضآ روی روان و ذهن تحصیکرده های هزاره ها مستقیمآ اثر می گذارد. این قضیه زمانی جدی و حاد می شود که بعضی از گروه های شیعه مذهب سنتی و افراطی مثل النصره و حزب الله لبنان دست به حملات تروریستی می زنند و بعدآ به خاطر همین شیعه بودن این گروه، هزاره ها که نیز شیعه مذهب استند، از آتش این کنش ها و واکنش های که این حملات در پی دارند، می سوزند. 

گروه های رادیکال و تندور اسلامی مثل گروه داعش و القاعده که هدف شان احیایی خلافت اسلامی و پیاده کردن شریعت اسلامی در جامعه می باشند، دست به حملات تروریتسی می زنند. این دو گروه اکثرا از حمایت و پشتبانی سنی های افراطی و عربهای وهابی که خیلی افراطی و تندور می باشند، برخوردار استند. همچنان بعضی از گروه های عرب شیعه مذهت مثل گروه حزب الله لبنان و گروه النصر نیز به گروه داعش و القاعده گرایش اعتقادی دارند و حتی در بعضی حالات به یاری شان می شتابند. 

باید بگویم که تمام گروه های سنی مذهب نیز از گروه داعش و القاعده حمایت و پشتبانی نمی کنند بلکه آنها را به خاطر فعالیت های تروریتسی و وحشیانه ای شان ،محکوم می نمایند. تمام گروه های تروریتسی اعم از عرب شیعه مذهب و سنی مذهب بر ضذ کشور های اسلامی که هم کیش و هم مذهب شان می باشند ، فعالیت دارند. این گروه های تروریستی دست به چور و چپاول، قتل ، بی ناموسی و جنایت علیه بشریت و انسانیت می زنند. 

اما بحث اساسی و اصلی دراین نوشتار گروه های هزاره های شیعه مذهب استند. و سوال بنیادی و اساسی این است که برای ما هزاره ها کدام شان در اولویت قرار دارند، هزاره بودن ما؟ شیعه بودن ما؟ مسلمان بودن ما؟ می دانم که جواب دادن به این سوال چندان اسان نیست و شاید هم جواب بیشتر هزاره این باشند که هر سه شان مهم استند.

اما ما هزاره ها باید برای رسیدن به اهداف خود و به خاطر منافع مردم خود ،از بعضی مصلحت ها بگذریم و بعضی از حقایق تلخ اما واقعی را قبول کنیم.برای ما هزاره ها منافع قومی و نژادی ما باید از منافع دینی و مذهبی ما ارجحیت و اهمیت داشته باشد. 

یعنی اینکه در ایران شیعه مذهب و همین قسم سوریه، بحرین و عراق  شیعه مذهب چه می گذرد، و بالای مردم شان کی ظلم می کنند، چرا مورد ظلم واقع می شوند، ناحق کشته می شوند، سنی ها در رآس قدرت سیاسی استند، همین قسم گروه شیعه مذهب در عربستان سعودی در اقلیت قرار دارند، نباید مایه ای نگرانی و پریشانی ما شود. هزاره بودن باید برای ما خط قرمز باشد. فرق نمی کند اینکه فلان هزاره لایک است، سکولار است، بی دین است، مذهبی است…

هیچ مهم نیست فقط هزاره باشد و در هرکجا که باشد فرق نمی کند، برای ما هزاره است و بس.درست است که مذهب ما با مردم شیعه  عراق، سوریه، ایران، بحرین و حتی بلوج ها و پنجاپی های پاکستان یکی است اما فراموش نکنیم که هدف، هویت فرهنگی و منافع  قومی ما یکی نیست. عراق ، سوریه و ایران شیعه مذهب شاید ما را از لحاظ مذهب با خود شان یکی حساب کنند و به ما احترام بگذارند مثل سایر مذاهب.

اما زمانیکه منافع ملی و قومی شان در میان می آیند، آن وقت دیگر شیعه بودن برای شان ارجحیت ندارد بلکه منافع قومی و نژادی شان مقدم بر منافع مذهبی شان است. آن وقت قوم و نژاد شان خط قرمز می شود و سایر مذاهب برای شان هیچ فرق نمی کنند که چه شیعه باشند و چه سنی و یا مذهب دیگر. اما متآسفانه ما هزاره هستیم که همیشه منافع قومی و نژادی خود را به طور خیلی کور کورانه قربانی منافع دینی و مذهبی خود می کنیم که به نظر من و خیلی از آدمها بزرگترین اشتباه تاریخی و سیاسی ما در طول تاریخ بوده و همین حالا نیز می باشد. 

مساله دیگری را که می خواهم مطرح کنم همین مسلمان بودن ما است. عربهای سنی مذهب و شیعه مذهب هم مسلمان استند. گروه القاعده و داعش و گروه حزب الله لبنان و گروه النصره نیز مسلمان استند و ما هم خود را مسلمان می دانیم. اما اگر کمی بی طرفانه و بدون پیش فرضهای قابلی به قضیه نگاه کنیم، می بینیم که عربها خود شان را خیلی زیاد نسبت به ما هزاره ها و سایر گروه های غیر عرب مسلمان تر، محمدی تر می دانند و می گویند که محمد یک عرب بود نه غیر عرب.

اگر کمی جسارت به خود بدهیم و کمی واقع بین باشیم باید بپذیریم که انها درست می گویند و می توانند ادعا کنند که نسبت به ما مسلمان تر و محمدی تر استند. انها می گویند که محمد بنیان گذار دین اسلام یک عرب بود و دیگر تمام خلفای راشیدین که هر یک به ترتیب بعد از رحلت پیامبر اسلام به قدرت رسیدند و برای زنده نگهداشتن دین اسلام شمشیر زنند و زحمت کشیدن و جهان گشای کردند، همه عرب بودند.

پس به هر اندازه که ما برای اثبات این قضیه قربانی بدهیم و جهاد  کنیم، مسلمانی ما به کیفیت مسلمانی عربها نخواهد رسید. بنابراین خیلی خوب خواهد بود که یکبار با کمی درایت، دقت، با در نظرداشت منافع قومی و نژادی خود در باره عملکرد و گرایش دینی و مذهبی خود باز اندیشی نموده و تجدید نظر کنیم تا اینکه دیگر هیچ هزاره ای قربانی مصلحت های دینی و مذهبی کورکورانه نشود. 

اشتراک گذاری.

پاسخ دهید