[follow_me]

سلام عزیزان!
نخست، ازتمامی دوستان وهموطنان عزیزی که به گونه‌ی گسترده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نسبت به تبعیضِ آشکاری که از سوی تلویزیون طلوع در حق من اعمال شده است، اعتراض و ازمن حمایت کرده‌اند، سپاس و قدر دانی می‌کنم.

دوستان و هم‌مسلکان عزیز!

Saleha Soadatهمان‌گونه که در جریان هستید، من به علت نوشتن یک خبر کوتاه، بر بنیاد اسناد و شواهد درباره‌ی رویداد جلریز در تویتر شخصی‌ام از کار اخراج شدم. من با درنظرداشت مسوولیت حرفه‌ای ام به عنوان ژورنالیست، برای این خبر خود، مدرک کافی در دست دارم، اما متأسفانه مسوولان بخش خبرهای طلوع نیوز، قبل از تصمیم به اخراج من، حتا یک بار هم در این مورد چیزی نپرسیدند و بدون هیچ‌گونه توضیح، مرا به گونه‌ی غیراصولی از وظیفه سبکدوش ساختند.

می‌دانیم که وظیفه‌ی خبرنگار برملاساختن و نشان‌دادن واقعیت‌ها است، نه داوری و یا ارزش‌گذاری میان واقعیت‌ها. بدون نشان‌دادن واقعیت‌ها خبر و گزارش معنایی ندارد، اما با کمال تأسف، مسوولان بخش خبرهای طلوع نیوز با اخراج غیر اصولی من، نه تنها مهم‌ترین اصل آزادی بیان را که با فداکاری و خون های ده‌ها خبرنگار و فعال مدنی به دست آمده است، مخدوش ساختند، بل به حیثیت و اعتبار طلوع به عنوان یک رسانه‌ی بااعتبار نیز صدمه زدند.

مسوولان طلوع نیوز، ظاهراً به بهانه‌ی نوشتن همین خبر مرا اخراج کردند ولی توضیح روشنی از دلیل تصمیم شان ارایه نکردند. این در حالی است که شماری ازهمکاران دیگر ما از بخش‌های گونه گون طلوع، در فیس‌بوک و تویتر برنامه های تلویزیون که میلیون‌ها بیننده دارند، دیدگاه‌ها و بحث‌هایی را مطرح می‌سازنند که در برخی حالات از درگیری‌های لفظی گذشته، به درگیری‌های فزیکی می‌انجامند و حتا در مواردی به حریم شخصی افراد هم تعرض کرده اند. به همین ترتیب، برخی از همکاران پست‌هایی را در صفحات خود گذاشته اند که اهانت مستقیم به یک قوم و یا گروه خاص در کشور تلقی می‌شوند. این همکاران، نه تنها از کار اخراج نشده‌اند، بلکه حتا مورد پرسش نیز قرار نگرفته‌اند.

دوستان گرامی،
همه می‌دانیم که نه تنها خبرنگاری، بلکه حتا زندگی عادی و روزمره‌ی زنان در جامعه‌ی سنتی ما پر از سختی‌ها و دشواری هاست. مشکلاتی را که یک خبرنگار زن با آن مواجه است، تنها خود زنان می‌دانند. من، اما با آگاهی از این سختی‌ها کوشش کردم به عنوان یک زن در بهبود وضعیت سهم بگیرم و در مواردی به قیمت جان خود واقعیت‌ها را رونما کنم. در این مدت بدون ترس و هراس، با صداقت تمام برای تأمین عدالت وآزادی بیان کار کردم. اما با تاسف امروز پاداش همه تلاش‌هایم از سوی تلویزیونی که گزارش‌هایم در ایجاد حیثیت و اعتبار آن نقش بارزی داشته است، نماد روشنی از نگاه غیراصولی و فاقد ارزش‌های انسانی نسبت به جامعه‌ی مطبوعاتی کشور، مخصوصاً به زنانی که با روبروشدن دشواری‌های فراوان در بهبود زمینه‌های مدنی و دموکراتیک در کشور تلاش دارند، محسوب می‌شود.
می‌دانم که کار برای آزادی و رهایی انسان، دشوار است. اما دوست دارم بهایی را که در راه رسیدن به این هدف انسانی خود پرداخت می‌کنیم، گزاف نباشد. برای من سوال مهم، حیثیت و اعتباری است که مهم‌ترین رسانه‌ی کشور برای هویت صنفی خود قایل است. فساد همه‌گیر در کشور ما بی داد می‌کند. این فساد جنبه‌های مختلف دارد. از فساد مالی تا اداری، از استفاده‌ های ناجایز از صلاحیت ها و اعتبار تا اعمال ستم بر مبنای قلدری و زورمداری، از پایمال‌کردن اصول و ارزش‌ها برای رسیدن به طمع و هوس‌های مادی تا متابعت کردن از تعصب و نفرت‌های نژادی و مذهبی و قشری و جنسی.

دوستان عزیز!
من اینجا در مقام دادخواهی سخن می‌گویم. می‌خواهم از وجدان بیدار و مدنی کشورم بخواهم که به این صدا توجه کنند. رنج من، متمایز از رنج میلیون‌ها زن رنجور و میلیون‌ها انسان آزاده‌ای که قربانی ستم و جهل و تعصب و نفرت می‌شوند، نیست. اما می‌خواهم این رنج را بر خود و نسل خود روا نداریم. می‌خواهم شما را به دادخواهی دعوت کنم. مسوولان طلوع نیوز می‌توانند با تفرعن و تفاخر بر ستم و اهانتی که بر من روا داشته اند، نگاه کنند و تمسخر زنند. اما شکی ندارم که این سوال از دروازه‌ی این رسانه‌ی بااعتبار کشور دور نخواهد شد. طلوع نیوز با رفتارهای اصول‌مند و حرفه‌ای می‌تواند در تاریخ بماند، هم‌چنانکه می‌تواند با بدنامی و رسوایی تا قعر ابتذال سقوط کند. من دوست دارم طلوع ارزش‌های خانواده‌ی مطبوعات کشور را پاسداری کند، نه اینکه در دام مافیای قدرت و ثروت و نفرت بیفتد و به زایده‌ای در کنار سایر رکوردهای افتضاح و حسرت و دریغ کشور تبدیل شود. سوال من در این مورد، هرگز بدون پاسخ نخواهد ماند.

به امید تحقق دادگری و توسعه‌ی فرهنگ مدنی و انسانی در کشور.
تشکر
صالحه سعادت

اشتراک گذاری.

۱ دیدگاه

پاسخ دهید