خاطرات یکی از ساکنان بامیان ازشهدای گلزار

گلزار شهدا یاد آور تراژدی غمناک قتل عام فجیعی است که قلم یارای توصیف آن را ندارد، یکی از ساکنان بامیان می گفت: یک روز بعد از کشتار مردم بی پناه بامیان توسط طالبان برای یافتن شهدای مان به اطراف میدان هوایی آمدیم جنازه‌های شهدا در هر قدمی ما افتاده بود بعضی از آنها توسط برچه مثله شده و بسیاری در اثر فیر مرمی به صورتشان قابل شناسایی نبودند آدمهای مصیبت دیده‌ی سرگردان مثل من کم نبودند مخصوصا زنانی را دیدم که یکی به دنبال پسرش و دیگر ی برای پیداکردن جسد شوهرش مشغول جستجوی در میان اجساد بودند.

او می گفت: جنازه‌ای را دیدم که گردنش بریده شده و چشمانش با برچه کشیده شده بود، بی اختیار در کنارش نشستم و بی اختیار شروع به گریه کردن نمودم گفتم حسین جان، اگر جسد پاک تو ویارانت در زیر سم اسپان مثله شدند اما بعد از سه روز دفن گردید اما کسی نیست که اجساد اینها را دفن کنند.

زنی را دیدم که با دو بچه‌ی کوچکش روی جنازه‌ای خود را انداخته و چنان ناله‌های دلخراشی سر می‌دادند که دلم را آتش زد و…

کنار گلزار شهدا لختی ایستادم و حمد و سوره‌ای نثار ارواح شان کردم، راستش من هم نمی‌توانستم جلو اشکم را بگیرم.

کمی بالاتر از گلزار شهدا لر (گودی) بزرگی است که می گویند ده‌ها شهید حملات زمان تجاوز شوروی در آن دسته جمعی دفن شده‌اند که از آن به نام مزار دسته جمعی شهدای میدان هوایی یاد می‌شود، وقتی با دقت به ته لر نگرستم متوجه شدم که خاک آن روغنی است که مربوط به شهدای است که در آن زیر خاک دفن شده اند، وقتی اطراف گودی را نگاه کردم دیدم که تا هنوز آثار خاک برداری توسط تراکتور در اطراف آن مشهود است، این لر یکی از چندین مزار دسته جمعی است که در اطراف میدان هوایی و دشت عیسی خان وجود دارد.

بنا است دولت اطراف محوطه گلزار شهدا و لری را که در آن شهدای زمان تجاوز شوری دفن شده اند دیوار بگیرد و بیاد همه‌ی این شهدای عزیز به ایجاد فضای سبز در آنجا اقدام نماید.

وقتی از گلزار شهدا به سوی بازار شهر تو بر می‌گشتم احساس می‌کردم که غم جانکاهی تمام و جودم را فرا گرفته است، به بچه‌ها و باز ماندگان شهدا می اندیشیدم به کسانیکه بعد از دست دادن پدران، برادران، شوهران، و بالاخره تنها تکیه گاه خود در زندگی چه روزهای سخت و دشواری را سپری کرده اند بچه های که شبهای را با شکم گرسنه خفتند و روزها از فراق لحظه‌های خوش گذشته‌ای که در کنار عزیزانشان بودند در حسرت بسر می بردند و چشم انتظار لطف رهبرانی بودند که حتی از تقدیم یک لبخند مهربانانه به آنان دریغ ورزیدند و…

صادقی بامیانی
تفــاهـــم


Bamyan, la vallée des murmures
Uploaded by msf. – Up-to-the minute news videos.

۲ دیدگاه

  1. mohammad ali hydari on

    SALAM
    THIS VIDOE WAS REALLY REMIND ME OF MY OWN DAILY LIFE INAFGHANISTAN
    KHODA KONAD KE ROH ON SHAHEDARA SHAD NOMAYAD
    THIS WAS A FANTATIC VIDOE

Leave A Reply